محمد حسن خان اعتماد السلطنه

140

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

گفته مصافحه مىنمودند « 1 » . شرح حال ميرزا عيسى ، پدر بزرگوار او و ذكر فضايل و آثار آن نامدار در تواريخ ضبط است ، محتاج به تكرار نيست . شرافت ذات و حمدت صفات ، مخصوص ايشان بوده است و مرحوم رضا قليخان لله‌باشى در تاريخ خود روضة الصفاء ناصرى در حق قائم مقام اين شعر را انشاد مىكند كه در اينجا نگاشته مىشود : پس از پدر ز پدر درگذشت در گيتى * چنان كه نام نكو در گذشتش از گردون ز بعد عيسى ، آمد بلى ابو القاسم * به معجزات و كرامات جمله ز او افزون هريك از صدور كه به بليتى رسيدند جهاتى عديده داشته است و جهة عمدهء بعضى خيانت به سلطنت بوده است ، ولى قائم مقام قصد خيانت نداشت . ولى اقوال و افعال و بىاعتنائى و اهمال و درشتىها و تنديها و جسارت‌ها ، از او ناشى شد كه نازل منزل خيانت بود و عفو ملوكانه خيلى شامل او گشت ، ولى او خوددارى نتوانست بكند . عمدهء معايب كار او ، كه او را به بليت رسانيد ، كثرت فضل و دانائى و شدت سواد بود و چون در كمالات و تدبيرات ، افراط كرده بود و سزاوار هرگونه برترى

--> ( 1 ) - واتسن مؤلف كتاب ( تاريخ قاجار ) كه نوشته‌هاى غرض‌آلودش نسبت به ايران مشهور و معروف است چنين مىنويسد : « . . . شاه وقتى كه متوجه شد مردم از تقاضاى خود بر عليه « قائم مقام » مصر هستند ، مطابق رسم معمول دستور داد ، قائم مقام صدر اعظم را توقيف كنند و در تعقيب آن پسرانش نيز توقيف گرديدند ، اين اقدام منجر به اغتشاش يا بلوائى نشد ، بلكه تسلى خاطر عامه را نيز فراهم نمود ، شاه شخصا در محكمه و ادارهء مشاغل عمومى حضور مىيافت و در ظرف چند روز كه مرتبا اين محاكمه ادامه داشت ، براى تحقير و خفت قائم مقام ادعاها و اتهامات ايراد مىگرديد ، و شاه نمىتوانست نسبت به خرابكارىها و نواقص امور ادارى وزير مخلوع بىاعتنا باشد ، بالنتيجه امر صادر شد او را در محبس طناب اندازند و در شب 26 ژوئن 1835 اين امر اجرا شد . . . » ص 198 تاريخ قاجار ، ترجمهء عباسقلى آذرى . ( خوانندهء عزيز توجه دارند كه موضوع محاكمه و خرابكارى و غيره افسانهء بيش نيست . )